شمس الدين محمد بن احمد خفرى

33

تعليقه بر الهيات شرح تجريد ( فارسي )

به خود عالم برمىگردد . خفرى نيز همانند حكما ترجيح بلا مرجّح را جائز نمىداند و قائل است كه حدوث عالم نياز به مرجّح دارد و آن مرجّح علم به اصلح است ، به اين طريق كه ذات واجب تعالى حادث را در آن حدوث به واسطهء اراده‌اى كه عين علم به اصلح است ، احداث مىكند . خفرى از آنجا كه نظر خواجه را نيز چنين مىبيند به يكى از عبارات وى در شرح اشارات ، اشاره مىكند . او در آنجا نظر معتزله و اشاعره را در مورد مرجّح و مخصّص عالم بيان كرده كه نظر خود وى در ضمن آن مطالب به دست مىآيد . خفرى در تفسيرى كه از اين عبارت خواجه به عمل آورده ، معتقد است كه خواجه نيز مرجّح را همان علم به اصلح مىداند و حكم به وجوب اصلح مىكند ، نه اينكه آن را اولى بداند . سپس به توضيح و ردّ بعضى از عباراتى كه قوشچى در اين مورد در استدلال خود آورده ، مىپردازد . خفرى در مرحلهء بعد چهار پاسخى را كه خواجه از ادلّهء معترضان آورده ، توضيح مىدهد . پاسخ أوّل خواجه : « و الواسطة غير معقولة » يعنى وجود واسطه در ايجاد عالم غير معقول است . نظر خفرى : دليل عمده در إثبات حدوث عالم ، اجماع مليّين و حديث مشهورى است كه هيچ دليل عقلى كه معارض با آن باشد نداريم و به همين جهت مصنّف ( - خواجه ) واسطهء مطرح شده از سوى معترضان را غير معقول مىداند . زيرا هيچ دليل عقلى بر وجود چنين واسطه‌اى نداريم و اگر هم باشد ، مخالف اجماع مذكور و حديث مشهور است . از طرف ديگر دليل عقلى قائم است بر اينكه ممكن به اعتبار ذاتش وجودى ندارد ، پس نمىتواند ايجادكنندهء جوهرى باشد . اين دليل موافق كلام حكماست كه در تأييد اين نظر به قول بهمنيار در التحصيل استناد مىكند . پاسخ دوم خواجه : « الوجوب و الإمكان يعرض باعتبارين » يعنى وجوب و امكان